تبليغاتX
نشانی ِ--------------» او
مجموعه ای از طرح، هایکو ، لحظه واره و ...

رازهايي كه بر ملا مي شوند

از سينه گشوده انجيرها

مرداد ماه خبرچيني است..

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 1:0  | 

میان این همه نمایشنامه

چه کارگردان مهربانی است

 این خدا

که ما را عاشق ِهم خواست!

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 8:33  | 

خنده می اندازم

بغض های تو را

برای همین معتقدم

مسخره خوب است

مخصوصا بازی اش!

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 8:24  | 

دردی منتها الیه وسط سینه ام

دردی منتها الیه وسط زانوهام

با این همه منعی نیست برای رفتن

پای عشق که می آید وسط!

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 8:18  | 

دلتنگی من ، مثل دختری

مظلوم و دست به سینه .

برادری تو

مثل همیشه

ویران کننده !

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 14:3  | 

اشک های عجول ،

بغض های پنهان ،

سفر ذات ریاکاری دارد!

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 12:17  | 

قرارست تو بروی ، من بمانم.

سفر به همین بیرحمی است اگر

به وسع طاقتم

من زودتر نروم!

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 12:13  | 

خسته ام از دنیا

کاش دور دلم بود

دیوار چین

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 16:14  | 

لب دوختگان ،

دلباختگاني

بي معشوق اند!

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 11:36  | 

لبخند با خنده فرق دارد عزیز

تا اين راز بين ما سربسته بماند

ناچارم بنويسم:

بدون شرح!

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 11:15  | 

مدتی است حامل عاشقانه هایی سنگین ام 

لب روی لب انتظار می کشم 

برای ِ کودک ِ فعلا زاده نشده ام!!

نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 11:50  |