چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
ترجیح می دهم
شعر بگویم تا شعار
این را به پدر و مادرم بگو!!
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 17:8
|
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
پر از زخم و ترک
خاطرات دریاچه های نمک!
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 17:3
|
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
نازنینم
نکند دیر برسم به قرار
و تو نگران شوی
میدانی...اندکی راه است
از این دنیا
تا خواب شما
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 17:0
|
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
پشت شعرهایم به تو گرم است
روی پیشانی مادرم
عرقی سرد..
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 16:55
|
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
نه زیر ابر
نه پشت کوه
روبروی دلم باش
ناخدا خورشید!
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 16:51
|
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
زبانم به شکر تو باز می شود
یعنی لال می شوم!
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 16:49
|
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
بگو که نیست خواب یا که خیال
من و تو در مدار همیم
آرزوی محال!!
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 8:28
|
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385
بال پروازم نمی شوی
طناب چاهم نشو!
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 13:54
|
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385
مانده ام دعا کنم
« خیر ِ» چشم های تو به من
برسد یا نرسد؟؟
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 14:46
|
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385
به لبخند ماهت بگو
امشب
قرین مشتری دلم
می شود؟
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 14:38
|
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385
به من چه که
عاشقانه هايم با تو
طرح صورتي آرامي مي شود
بي ضربه!
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 14:30
|
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385
آه که هر چه می کشم ،
از اعتیاد این دست هاست
به دست هایت!
نوشته شده توسط جاناتان در ساعت 14:21
|
